تعلیمات دینی و فرهنگ یهود - سوم دبستان - سال ۱۳۶۰
برگرفته از متن کتاب:
زهرا تازه دارای برادری شده بود. نام برادرش مجید بود. زهرا خوشحال بود و آن نوزاد کوچک را خیلی دوست می داشت. روزی زهرا کنار تخت مجید ایستاده بود و او را تماشا می کرد، به مادرش گفت: مادرجان مجید کی بزرگ می شود تا با من بازی کند؟ من برادرم را خیلی دوست دارم. مادرش گفت زهرا جان صبر کن انشاالله مجید بزرگ می شود و با هم بازی خواهید کرد. در این هنگام مجید از خواب بیدار شد و با صدای نازکش شروع به گریه کرد...
تعداد مشاهده: 129 مشاهده
فرمت فایل دانلودی:.zip
فرمت فایل اصلی: .pdf
تعداد صفحات: 172
حجم فایل:0 کیلوبایت
گارانتی بازگشت وجه
کد تخفیف خرید
نماد اعتماد الکترونیکی