وقتی کنارت دراز میکشم
مانا آقایی: شعر شما در مجموعهی آخرتان «وقتی کنارت دراز میکشم» شعری معناگرا، استوار بر تخیل، عاطفه و تصویر است. چقدر به شهود و الهام شاعرانه باور دارید و چقدر شعر را ثمرهی تلاش، تجربه، مهارت یا مطالعه میدانید؟
افشین بابازاده: کتاب «وقتی کنارت دراز میکشم» دنبالهی کتاب «صبحانه در موقعیتى بهتر» است. یا حداقل من اینگونه میبینم. بیشتر شعرها متاثر از همین زندگى است که شبش را روز مىکنم. پیشتر گفتم که من تاکنون حس الهام یا شهود نداشتهام که ناگهان شعرى به من روبیاورد.
هر کسی میتواند در آغاز شاعرىاش چند شعر به این شکل بنویسد. اما آنچه که زندگى به من آموخته، اهمیت مطالعه و مطلع بودن است. خواندن، دیدن و شنیدن رمان، شعر، نمایشنامه، فیلم، نقاشی، مجسمه و موسیقى. نمىتوان ایزوله و منزوى منتظر آیه بود. باید مجموعهاى که تجربه حسکردن و خلقکردن را به چیزى تبدیل کرده است دید و در وجود خود به آزمایش گذاشت و از آنها لذت برد.
از آنچه که خوشم نمىآید صددرصد پرهیز مىکنم. حال مىخواهد شعر و یا موسیقىى باشد که دوست ندارم. موسیقى هنرى است که مرا بیشتر از همه به دنیا و فضاى شعر نزدیک مىکند. معمارى بهویژه رشگم را برمىانگیزد. دیدن و چیره شدن بر پروسهی ساختن و حسها و تلاشها در هنر است که مرا وادار به نوشتن مىکند یا بهتر است بگویم باعث میشود ترس از شعر نوشتن و تجربه کردن را زیر پا بگذارم.
تعداد مشاهده: 24 مشاهده
فرمت فایل دانلودی:.pdf
فرمت فایل اصلی: .pdf
تعداد صفحات: 113
حجم فایل:3,871 کیلوبایت
گارانتی بازگشت وجه
کد تخفیف خرید
نماد اعتماد الکترونیکی