کتاب گاوها
افشین بابازاده: فکر «گاوها» همانطور که در مقدمهی کتاب نوشتهام، از اینجا در ذهنم جوانه زد که سرِ ستونهای ساختمانى در شیراز که با سرِ گاوهاى معمارى هخامنشی طراحى شده بود را به زمین کشیدند و آن هم به دستور امام جمعهاى که از تاریخ ما شاید وحشت داشت. نخستین گاو را همان شب وقتى ساختمان را دیدم ساختم. و همان شد تا گاوها را دستآویزى کنم براى نقد مستقیم خودم و پیرامونم. بیشترشان را در دوران انتخابات خاتمى نوشتم که همه شیفتهی فریب دیگری شده بودند.
اما از آنجا که دوران شوخى سیاسی در ایران امروز سیکلى ده ساله دارد، خود به خود با دوران احمدى نژاد و دارودستهاش جور درآمد. بسیارى فکر کردند این گاوها محصول مزرعهاى است از این دوران. به هر حال در این کتاب تنها به مسائل سیاسی پرداخته نشده. درمورد شعر و موسیقى و سلیقهها و سیاست و انزجارهایم گاوى آمده تا مو مو کند. درمورد صداى زمانه شدن شما را به تاریخ ادبیات ارجاع میدهم.
در تاریخ شعر ما از نخستین قرن هجرى تا به حال نمىتوانید شاعرى را بیابید که صدای زمانه خودش نبوده باشد. انسان خرافى و متافیزیکى هم محصول و تبلورى از زمانه خودش است. ما تا چشم به نوجوانى گشودیم، دگرگونىهای کشور همه را به لرزه درآورد و دیرى نپایید که جنگى هشت ساله گریبانگیر مردم شد و همزمان با این جنگ هم، زندان هاى ما در تاختوتاز مرگسازى بود.
در حال حاضر هم که خون از لب مرزهاى کشورهاى همسایهمان تا حلب و دمشق سرازیر شده. در قرن سوم هجری شاعری ایرانى به نام اسماعیل بن یسار بود که در دربار خلیفهی اموی هشام بن عبدالملک به زبان عربی شعر مىگفت و در شعرهایش از انزجارش از عربها و در ستایش فرهنگ پارسی خود مىنوشت و این شد که به دستور هشام سرش را زیر آب کردند. از همان زمان تا به امروز هم مىبینید که شاعران تبلورى از وقایع زمانهشان بودند.
خوب البته شاعر مىتواند چشمانش را ببندد یا به کاغذها بگوید که جوهر شعرش به زمانه ربطى ندارد. من فکر مىکنم هر چه کوشش کنید از «اکنون» بگریزید، این امر امکانپذیر نیست. یعنى مىتوانید سعى کنید اما ناخودآگاهتان سدّ راه شما مىشود. من خودم اصرار ندارم که حتما در حال حضور داشته باشم تا سایهی زمانهام در شعرهایم زیر این آفتاب فریب قدم بزند.
من متاثر از انسانیت و تجربههاى خودم هستم و جایی غیر از این زمانه و پیامدهایش ندیدهام و بیشتر از آن چیزى را تجربه نکردهام. پس بهگونهاى غیر از تصویر خود در این آینهی شکسته چیزی نمىبینم.
تعداد مشاهده: 38 مشاهده
فرمت فایل دانلودی:.pdf
فرمت فایل اصلی: .pdf
تعداد صفحات: 59
حجم فایل:3,118 کیلوبایت
گارانتی بازگشت وجه
کد تخفیف خرید
نماد اعتماد الکترونیکی